تقاضا برای آموزش در بورس کم است
در میزگرد بررسی چالش‌های آموزش در بازار سرمایه مطرح شد:

تقاضا برای آموزش در بورس کم است

تقاضا برای آموزش در بورس کم است 

همانطور که از مردم عادی دعوت نمی‌شود که وارد بازار آتی سکه شوند، برای خرید و فروش سهام هم باید فقط از افراد حرفه‌ای دعوت شود و فرهنگ‌سازی شود که مردم عادی از طریق صندوق‌ها وارد این بازار شوند. 

صحبت در خصوص این که آموزش چقدر مهم است و یا این که در بازارهای مالی پیشرفته آموزش تا چه حد ضروری است و به پیشرفت مالی افراد کمک می‌کند، جزو بدیهیات است. اما موضوع مهم این است که در بازار سرمایه ایران مبحث آموزش چگونه پیگیری می‌شود و مدیران این بازار برای چه سطحی از فعالان بازار سرمایه، آموزش را ضروری می‌دانند. برای بررسی این موضوع حیدر فروغ نژاد، رئیس اداره آموزش سازمان بورس، علی نقوی، مدیرعامل مرکز مالی ایران و روح الله میرصانعی، دبیرکل کانون کارگزاران در میزگرد بررسی چالش‌های آموزش در بازار سرمایه ایران که در دفتر هفته نامه بازار امروز برگزار شد، به بررسی وضعیت آموزش در بورس پرداختند. در ادامه مشروح این میزگرد آمده است. 
 
طی دو سال گذشته که بازار سرمایه دچار رکود شده است، بسیاری از سهام‌داران بازار دچار ضررهای کلان شدند. فارغ از بحث رکود اقتصادی حاکم بر کل کشور، چه میزان از این ضررها را ناشی از کم توجهی به مقوله آموزش در بین سهام‌داران بازار می‌دانید؟ 
فروغ نژاد: برای این که بتوانیم بگوییم چه میزان از این ضررها ناشی از ندانستن است، باید یک مرجع آماری داشته باشیم. بازار سرمایه اکنون در حال رسیدن به بلوغ است. زمانی در این بازار فقط صف خرید و فروش داشتیم و دلیل خرید و فروش چیزی به جز آن صف‌ها نبود. در نتیجه اگر دانش و آموزش هم بود، استفاده نمی‌شد. در واقع اگر اکنون کسی ضرر می‌کند، ناشی از نداشتن دانش نیست. در سایر بازارها مانند مسکن هم افراد ضررهای زیادی دارند، اما این موضوع ناشی از نداشتن دانش نیست. از سوی دیگر باید توجه کرد که بازار سرمایه یک بازار بلندمدت است. آموزش می‌تواند کمک کند که مردم به سمت خرید و فروش از طریق صندوق‌ها اقدام کنند. سبدگردان‌های بسیار حرفه‌ای در بازار فعالند که در بسیاری از موارد که کل بازار ضررهای هنگفتی داشت، کمتر از حد بازار ضرر داشتند. 
 
در سال 91 و 92 که بازار رشد زیادی داشت، ورود حقیقی‌ها به بازار با رشد زیادی روبه‌رو بود‌. باید مواردی از این قبیل را اصلاح کنیم. اکنون که بازار در حال رسیدن به بلوغ است و صف از بین می‌رود باید افرادی که آگاهی دارند، وارد این بازار شوند. در غیر این صورت مانند بازار آتی سکه، افرادی وارد بازار می‌شوند که دانش کافی نسبت به معاملات آتی ندارند و در زمانی که نوسان قیمت سکه زیاد شود، به مشکل می‌خورند. 
 
در سال 91 و 92 که سیل ورود سهام‌دار به بورس زیاد شد، سازمان بورس برای این که به این افراد پیش از دریافت کد سهام‌داری آموزش‌هایی ارائه کند چه برنامه‌ای داشت؟ 
فروغ‌نژاد: در برنامه‌های کمیته راهبری که از سال ۹۱ آغاز شده است، هدفمند‌تر شدن مقوله آموزش مورد نظر قرار گرفت. در همین راستا در بازارآتی سکه آموزش الزامی شد. موضوع مهم دیگر این است که مدیران صندوق و یا واسطه‌های بین بازار و سهام‌داران باید به نحوی آموزش ببینند که از مسایل روز آگاه باشند. شاید برخی از تخلفات در هیئت داوری اتفاق بیفتد که مدیر صندوق‌ها و حتی مدیرعامل‌ها هم نمی‌دانند. به هر حال باید توجه داشت که آموزش کوتاه‌مدت نیست، بلکه بلندمدت است. در بحث مقطع متوسطه، راه‌اندازی رشته بورس کلید خورده است و قرار است آغاز شود. شاید بتوان گفت ۱۰ تا ۱۵ سال زمان نیاز است که آموزش‌های بازار سرمایه به بازدهی برسد. 
 
نقوی: از سوی دیگر باید به تقاضایی که برای آموزش در بازار وجود دارد، نگاه کنیم. به محض اینکه بازار رو به رونق پیش می‌رود، تقاضای ورود به بازار زیاد می‌شود و در ادامه تقاضای دوره‌های آشنایی با بورس بیشتر می‌شود. اما نسبت این تقاضا، نسبت بالایی نیست. سازمان بورس و ارکان مختلف بازار امکاناتی را فراهم کردند و طبق تقسیم وظیفه کارهایی انجام شده است. اما طرف تقاضا هم مهم است که تا چه حد نیاز به آموزش دارد. اگر اجباری بودن را کنار بگذاریم، می‌بینیم که نیاز به آموزش هنوز در فرهنگ جامعه نهادینه نشده است. زیرا برخی از افراد فکر می‌کنند که با داشتن یک سری از اطلاعات به سودآوری می‌رسند. به محض اینکه سهم مشهوری وارد بازار می‌شود، تقاضا برای آن از طرف افراد حقیقی بالا می‌رود. درخواست آنلاین بسیار بالاست، زیرا سهم‌های مشهور بازار که در ۵ الی ۶ سال گذشته در بازار بسیار معامله شدند، به دلیل شهرت شرکت مورد معامله قرار گرفتند، نه از طریق تحلیل بنیادی. اکنون در مجموعه سازمان بورس سامانه www. irvex. ir سامانه بسیار مناسبی برای آموزش سهام‌داران است، اما باید دید که چند نفر در این سامانه فعالیت می‌کنند. 
 
در واقع ابتدا باید فرهنگ‌سازی شود؟ 
نقوی: در مجموعه ارکان بازار نیاز به فرهنگ‌سازی دیده شده است. برای هر کدام از ارکان بازار، یک حوزه مخاطب در نظر گرفته شده است و در حال کار است. اما فارغ از این فرهنگ‌سازی، ریشه‌یابی این موضوع مهم است که چرا در طرف تقاضا، آموزش کمرنگ است. آموزش یک بحث طولانی‌مدت است. اگر فردی قبل از ورود به بازار ۱۰۰ ساعت آموزش ببیند، با تکیه بر ۱۰۰ ساعت آموزش خود می‌تواند تصمیم‌گیری‌های بهتری در خصوص بازار داشته باشد. 
 
میرصانعی: تقاضا در بازار برای آموزش بسیار کم است و شاید دلیل آن این است که سهام‌داران هنوز به بلوغ کافی نرسیده‌اند. اما این موضوع به سیاست‌های متولیان بازار بر می‌گردد که در راستای این سیاست‌ها، تقاضا شکل نگرفته است. به عنوان مثال دائما شعار حمایت از سهام‌دار خرد و سهام‌دار تحصیل نکرده باعث می‌شود که افراد عامی که تجربه و تحصیلاتی ندارند، وارد بازار شوند و با توجه به صف‌های خرید و فروش اقدام به معامله ‌کنند. این افراد در بازار مثبت سود می‌گیرند و در بازار منفی ضرر می‌کنند و با گفتن بد و بیراه از بازار خارج می‌شوند. دلیل این کار سیاست‌هایی بوده که به جای ترغیب افراد به آموزش، حمایت از افرادی است که آگاهی کافی ندارند. در حالی که حمایت باید از سرمایه‌گذار حرفه‌ای صورت بگیرد و قشر عامی مردم که سواد مالی ندارند، به سمت سایر بازار‌ها سوق داده شوند. همانطور که از مردم عادی دعوت نمی‌شود که وارد بازار آتی سکه شوند، برای خرید و فروش سهام هم باید فقط از افراد حرفه‌ای دعوت شود و فرهنگ‌سازی شود که مردم عادی از طریق صندوق‌ها وارد این بازار شوند. 
 
حال ترس از تغییر قوانینی وجود دارد که به شکل تابو درآمده است. هر کسی هم که به عنوان رئیس سازمان می‌آید، جرات تغییر این مقررات را ندارد. پیشنهاد کانون کارگزاران این بوده است که حتی اگر به یکباره عوض نمی‌شود، به تدریج قوانین بازار عوض شوند که افرادی که در بازار هستند نیاز به دانستن پیدا کنند و در نتیجه تقاضا نیز شکل بگیرد. اگر تقاضا باشد، عرضه هم شکل می‌گیرد. اگر امروز ۴ نهاد آموزنده داریم و دوره‌ها خوب ارائه نمی‌شود، دلیلش این است که تقاضای حرفه‌ای وجود ندارد. در واقع به علت اینکه تقاضا زیاد نیست، عرضه جدی و مثمر ثمر شکل نمی‌گیرد. بنابراین اصل موضوع به نیاز برمی گردد که چون زیاد نیست، کیفیت آموزش بالا نمی‌رود. بسیاری از دوره‌هایی که نهادهای آموزنده برگزار می‌کنند، دوره‌های پیشرفته است، اما به دلیل تقاضای کم تکرار نمی‌شود. به همین علت اگر بخواهیم به صورت پایه‌ای این موضوع را بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که سیاست‌های مسئولان باعث شده‌ است که تقاضا به آموزش در بازار ایجاد نشود. در حالی که مردم عادی به جای ورود بدون آگاهی به بازار و خرید تک سهم، باید به طریق دیگر از مزایای بازار سرمایه استفاده کنند. 
 
به نظر شما دلیل ندانستن مردم در خصوص این «طریق دیگر» نقصان آموزش نیست؟ 
فروغ‌نژاد: نه تنها مردم، بلکه معامله‌گران نیاز به آموزش بیشتر دارند. سازمان هم به این سمت رفته است. برای نمونه رشته بورس را راه انداختیم. سازمان معتقد است که بازار در حال شکل‌گیری است. مانند یک بچه نوپا که نیاز به مراقبت‌های زیادی برای یادگیری راه رفتن دارد، این بازار نیز به مراقبت‌هایی مانند محدودیت نوسان برای یاد دادن راه رفتن به فعالان دارد. باید مراقبت انجام شود. از سوی دیگر فعالان بازار ما هنوز حرفه‌ای نیستند. در واقع تعداد مدارک دانشگاهی بیش از مدرک حرفه‌ای است. در حالی که در کشورهای توسعه‌یافته آموزش از طریق مدارک حرفه‌ای بیش از مدارک دانشگاهی دنبال می‌شود. ما هنوز در این موضوع مشکل داریم. مدیران صندوق باید دانش را بیش از تجربه در تصمیم‌گیری‌ها دخیل بدانند. مدیریت ریسک استراتژیک در شرکت‌ها هنوز به صورت جدی شناخته نشده و مدیران صندوق و سایر ارکان معاملاتی با این مقوله به خوبی آشنا نیستند. بانک‌ها نیز در حال کاهش نرخ سود هستند و با کم شدن نرخ سود بین بانکی، کم کم سود بانک‌ها نیز کم می‌شود و در جریان کاهش تورم، ممکن است در آینده نزدیک نرخ سود بانکی حتی تک رقمی شود و در آن زمان است که افراد به صرافت پیدا کردن بازار بهتری برای سرمایه‌گذاری می‌افتند. برای آغاز این فرهنگ، آموزش عامل پیشتاز است که در بلندمدت به ساخت فرهنگ درست سهام‌داری کمک می‌کند. 
 
سازمان بورس قصد ندارد از الزامات قانونی برای اجباری کردن استمرار آموزش در میان معامله‌گران استفاده کند؟ 
فروغ‌نژاد: حجم بازار سرمایه کوچک است و اگر بخواهیم محدودیت‌ها را بیشتر کنیم، بازار از این هم کوچک‌تر می‌شود. البته آموزش فقط سرکلاس رفتن نیست. انتشارات و تبلیغات نیز بخشی از آموزش است که سازمان در حال پیگیری آن است. سازمان خود یک انتشارات دارد. انتشارات بورس در حال تبدیل شدن به یکی از مراجع کتب مالی است. 
 
اما همه فعالان بازار این را نمی‌دانند. دلیل این ندانستن این نیست که تبلیغات مکمل برای این فعالیت وجود ندارد؟ 
فروغ‌نژاد: ندانستن همه دلیل بر عدم فعالیت نیست. همین الان انتشارات با چند دانشگاه تفاهم‌نامه دارد و کتب مختلف منتشر می‌کند. در واقع تبلیغات هست اما شاید لازم باشد از ابزار شبکه‌های اجتماعی نیز در این تبلیغات استفاده شود. کمیته راهبری برای توسعه آموزش در نظر دارد که سند سواد مالی طراحی شود و بر اساس آن سند برنامه‌ریزی بلندمدت انجام شود. 
 
نقوی: شما با این پیش فرض صحبت می‌کنید که مردم عادی باید وارد بازار شوند و نهادهای بازار در خصوص ورود مردم عادی وظیفه دارند. در مورد این پیش فرض می‌توان این موضوع را مطرح کرد که تجربه جهانی نشان می‌دهد مردم باید به صورت غیرمستقیم به بازار سرمایه بیایند. اشتباه این است که حضور مردم در بازار سرمایه با حضور مردم در بانک‌ها مقایسه می‌شود. گاهی نیز کارگزاری‌ها تبلیغاتی شبیه تبلیغات بانک‌ها انجام می‌دهند که مشتری جذب کنند. در حالی که در تمام دنیا مدل آموزش، تبلیغات و فرهنگ‌سازی بازار سرمایه با سایر بازار‌ها متفاوت است. ما نیاز داریم که به بازیگران بازار اعم از کارگزاران و ناشران آموزش‌های مناسب بدهیم و درصد کمتری را برای آموزش عامه مردم به کار ببریم. مردم فقط باید به این سمت بروند که از طریق غیرمستقیم و از راه صندوق‌های سرمایه‌گذاری وارد بازار شوند. انتشارات بورس هم یک انتتشارات تخصصی است و قرار نیست جزو اولویت‌های مردم عادی باشد. باز شدن درب‌های بازار به روی مردم عادی استراتژی بازار نیست و اگر این اتفاق رخ دهد، اعتماد مردم خدشه‌دار می‌شود. 
 
با این حساب نتیجه می‌گیریم که در خصوص جذب سرمایه‌های خرد از مردم عادی، بهترین راه این است که آنها به سمت صندوق‌های سرمایه‌گذاری سوق داده شوند. اما در خصوص تامین سرمایه‌های کلان شرکت‌ها چطور؟ در شرایط فعلی که بانک‌ها قادر به تامین مالی بسیاری از شرکت‌ها نیستند و به دلیل نبود آگاهی بسیاری از شرکت‌ها نمی‌دانند چطور باید به سمت این بازار بیایند، ارکان بازار سرمایه چه برنامه‌های آموزشی دارند؟ 
 
فروغ‌نژاد: پیش از این نهادهای آموزش بازار سرمایه انسجام کافی نداشتند و هر کدام کاری که خودشان می‌خواستند را انجام می‌دادند. در کمیته راهبری به نحوی برنامه‌ریزی شده‌است که از هرکدام از نهادهای بازار یک نماینده حضور داشته باشد تا بحث آموزش کاملا هدفمند دنبال شود. اکنون نیز در حال حرکت به این سمت هستیم که دوره‌های خاص طراحی شود. یکی از کارهای کمیته راهبری نیز طراحی دوره‌های آموزشی است، اما در این قسمت تبلیغات کم بوده است. در بانک‌ها نیز این کار انجام شده‌ است. همین ‌که معاملات سهام در شعب بانک‌ها صورت می‌گیرد به این دلیل است که آموزش وجود داشته که این معاملات به تبع آن به وجود بیاید. این کار در حال انجام است. البته به استمرار نیاز دارد. 
نقوی: در مرکز مالی مخاطب اصلی آموزش ناشران اوراق هستند. در بحث تامین مالی نیز دوره‌ها برگزار شده است و بسیاری از دوره‌ها نیز اختصاصی است. استقبال هم خوب بوده ‌است. در اینجا تقاضا برای آموزش زیاد است، اما باید در زنجیره ارزش دیده شود. استراتژی جدید ما این است که این دوره‌ها و سمینار‌ها را با حمایت تامین سرمایه‌ها و مشاوران سرمایه‌گذاری انجام دهیم. زیرا بسیاری از شرکت‌ها، حضور در دوره‌ها را برای تکمیل رزومه شرکت نمی‌خواهند، بلکه برای رسیدن به یک نتیجه و یا انتشار یک اوراق می‌خواهند. شاید در گام بعدی نیاز باشد که با سازمان بورس، کانون کارگزاران و شرکت‌های کارگزاری ارتباط بیشتری داشته باشیم، زیرا پس از آموزش نیاز به افزایش سرعت برای اخذ مجوز پیش می‌آید. در این صورت می‌توان بررسی کرد که آموزش‌های مرکز باعث می‌شود که ناشران مدارک را به صورت کامل برای سازمان بفرستند یا خیر. 
در کانون کارگزاران، مخاطب اصلی آموزش کیست؟ 
میرصانعی: در وهله اول پرسنل کارگزاری‌ها توسط تیم آموزشی کانون تحت آموزش قرار می‌گیرند. پس از آن مخاطب عام به عنوان مخاطب هدف آموزشی شناخته می‌شود. پرسنل شرکت‌های کارگزاری باید گواهینامه‌های مختلفی داشته باشند که با شرکت در آزمون‌های مختلف می‌توانند این گواهینامه‌ها را کسب کنند. از سوی دیگر کانون کارگزاران چندین گواهینامه کاربردی برای کارگزاری‌ها دارد. دوره‌های دیگری هم هست که ربطی به گواهینامه‌ها ندارد و فقط برای افزایش آگاهی مدیران و پرسنل کارگزاری‌هاست. در واقع تنوع دوره‌های آموزشی کانون کارگزاران به طور عمده برای شرکت‌های کارگزاری است. به جز آن هم دوره‌هایی مانند آشنایی با بازار سرمایه، انواع صنایع و روش‌های ارزشیابی برگزار می‌شود که مخاطب هدف این دوره‌ها سرمایه‌گذاران عام هستند. 
 
با توجه به اینکه صندوق‌های سرمایه‌گذاری به عنوان هدف ورود سرمایه‌گذاران عام در نظر گرفته شده‌اند، کانون کارگزاران برنامه ندارد که الزام به آموزش برای مدیران صندوق‌ها را با توجه به بازده صندوق‌ها ایجاد کند؟ 
میرصانعی: نظارت بر بازده صندوق‌ها وظیفه سازمان است و در فرآیند تمدید آنها مواردی در نظر گرفته می‌شود که یکی از آنها بحث بازده صندوق است. اما اینکه در قبال بازده پایین صندوق‌ها بحث آموزش پیگیری شود، برنامه‌ریزی نشده است. در واقع سبدگردانی و مدیریت دارایی علاوه بر آموزش به داشتن استعداد مدیریتی و داشتن شم اقتصاد هم مربوط است. بسیاری از افراد در دوره‌های زیادی شرکت می‌کنند اما تغییر رفتار ندارند و یا چیزی یاد نمی‌گیرند اما افراد دیگری هستند که با شرکت در دوره‌ها، دانش را در کنار استعداد مدیریتی و اقتصادی خود قرار می‌دهند و می‌توانند به خوبی مدیریت دارایی انجام دهند. بنابراین نمی‌توان ارتباط معنی داری بین این موضوعات ایجاد کرد. سازمان هم نمی‌تواند مطمئن شود که در صورت الزام مدیران صندوق‌های کم بازده به شرکت در دوره‌ها، آن صندوق به بازدهی بیشتری برسد. در واقع هیچکس نمی‌تواند چنین تضمینی بدهد. 
فروغ‌نژاد: اما من می‌توانم تضمین بدهم که هیچ مدیر صندوق موفقی که بر اساس تحلیل کار کرده، بتواند بگوید که این تحلیل‌ها به من کمکی نکرده است و من فقط بر اساس تجربه موفق بودم. در واقع علم کمک زیادی به موفقیت صندوق‌ها می‌کند. 
 
میرصانعی: البته نظر من این نبود آموزش به موفقیت صندوق‌ها کمک نمی‌کند. قطعا آموزش به بهتر شدن صندوق‌ها کمک می‌کند. مدیرانی که آموزش نبینند و تحلیل‌های درستی نداشته باشند، از بازار عقب می‌مانند. مدیران صندوق‌ها گواهینامه‌های خاصی دارند و برای تمدید آنها باید دوره‌های آموزشی را به صورت مستمر بگذرانند. البته در تمدید دوره‌های آموزشی حرف و حدیث زیاد است و طرحی هم برای کمیته راهبری سازمان فرستادیم که در آنجا تصویب شود تا این دوره‌های تمدید گواهینامه موثر و مفید باشد. 
 
چه طرحی؟ 
فروغ‌نژاد: دستورالعمل تمدید گواهینامه‌ها قبلا به این شکل بود که دوره‌ها از پیش تعیین می‌شد و بر اساس شرکت در آن دوره‌ها، گواهینامه‌ها تمدید می‌شدند. اما آسیب‌شناسی انجام شد و در دوره‌های برگزار شده توسط کانون و سایر نهاد‌ها نشان داد که بهتر است از این به بعد برای تمدید گواهینامه‌ها دوره‌هایی که تقاضای بیشتری دارند و یا برای بازار مفید هستند، برگزار شود. 
 
آقای فروغ‌نژاد در خصوص عملکرد مرکز مالی که مهمترین وظیفه خود را آموزش در حوزه بازار سرمایه می‌داند، چه نظری دارید؟ 
فروغ‌نژاد: مرکز مالی سهام‌دارانی دارد که چارچوب وظایف برای انجام فعالیت‌های مرکز تعیین می‌کنند. از سوی دیگر مرکز مالی یک مرکز انتفاعی است و باید به سمتی برود که انتفاع مالی نیز داشته باشد. البته آموزش بازار بکر کشور است و هنوز به صورت درست در آن کار نشده است. گاهی در برخی دوره‌ها رقم‌های عجیب و غریبی دیده می‌شود که پیش از آن انتظار نمی‌رفت به این رقم برسد. به همین علت ابتدا باید نیاز بازار، شناسایی شود و سپس بر اساس نتایج این فرآیندهای بازاریابی، دوره‌های آموزشی طراحی و اجرا شود. خوب است که علایق شهرستان‌ها بررسی شود و بر اساس نیاز آنها در شهرستان‌ها نیز دوره‌های مختلف اجرا شود. 
 

منبع : هفته نامه بازار امروز      1394/10/27 15:41    تعداد بازدید :  978

خانه چاپ ارسال به دوستان نسخه متنی کوچک کردن متن بزرگ کردن متن دانلود خروجی پی دی اف خروجی میکروسافت ورد
تعداد بازدید : 978
0/10 (تعداد آرا 0 نفر )
 
 
مدیریت دارایی مرکزی بازار سرمایه
شرکت اطلاع رسانی و خدمات بورس
شرکت مدیریت فناوری بورس تهران
شرکت سپرده گذاری مرکزی اوراق بهادار و تسویه وجوه
شرکت فرابورس ایران
بورس انرژی
شرکت بورس کالای ایران
شرکت بورس اوراق بهادار تهران
سازمان بورس و اوراق بهادار